تبليغاتX
شعرآئینی (لطفاًنقدکنید)

شعرآئینی (لطفاًنقدکنید)

خوشحال می شوم ایرادت اشعارم بهم هدیه کنید.



About Weblog


ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَیِّدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ.

هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد.
(وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467)

استفاده از اشعار باذکر صلوات ودرج منبع آزاد است.

پروفايل نويسنده وبلاگ
Menu

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

Recent Posts

آفتاب بیت احمد
کوثر لالائی
ایمان به مادر
نوروز
چرا ناشکری
حضور آگاهانه
حضورآگاهانه
بهمن 57
میلادِ نبی
بااهل بیتیم

Archive

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390

Links

خرابات
فـطرس
بدایه گو
تف به ریا
انصار285
بکس ایران
جلوه پـرواز
ترفندستون
ایران نشان
گلهـای آبی
قنوت تا قبله
شهاب شب
جمکرانی ها
تغـذیه سالم
نگین گلستان
آنتی تروریسم
ایرانلی اوغلان
رخت آسمانی
بیتهای سوخته
فصل سبز وصل
دیدار با یک طلبه
ZOHORE-MONJI
دونقطه:یاسرصهبا
هیئت محبان الزهرا
دوست داشتنی ها
دیده بان جوان سایبر
دروس اوّل دبیرستان
راهی به سوی آسمان
حرفهائی از جنس ظهور
پایگاه تخصصی نهج البلاغه
جنگ ادبی..مهرنوش جمشیدی
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
بزرگترین دایرکتوری تبادل لینک و افزایش
كانون بصيرت بسيج دانشجويي استانبو
قالب بلاگفا

Rss



آفتاب بیت احمد

 

مادر خون خدا صدّیقه ی کبری سلام

برتو ای بانوی آب و آینه از ما سلام

آفتابِ بیتِ احمد ، خوش درخشیدی بیا

مرضیه ، ریحانه ی محبوبه ی بابا سلام

فا و طا و میمِ خوبیها توئی خیر النـّسا

دختربدرالدُّ جی، شمسُ الضُحی ، زهرا سلام

ای سکان کشتی بحر امامت ، طاهره

حامی حقِّ علی ای کوثر طاها سلام

اُمِّ اَب، بـِنتُ الهُدی ، مامُ الاَئِـمّه ای بتول

همسر شیرخدا، دُر دانه ی بطحا سلام

نوگل باغ محمّد(ص) زاده ی خیرُالبَشَر

یاسِ خوش بوی پیمبر ای گل مینا سلام

بی بیِ هردو سرائی ، شافع روز جزا

نور چشمِ مصطفی ، اینجا سلام آنجا سلام

عالم از یُمنِ وجودت آفریده رَبِّ حَق

برتو بادا از زمین تا عالَمِ معنا سلام

گر نبودی ،همسری بهرِعلی هرگزنبود

بر شما وبرعلیِّ مرتضی بادا سلام

فاطمه ای مادرِ نیکوترین اولادها

بر حسین و مجتبی و زینبِ کبری سلام

شد ز اکسیرِ وجودت، احمد وحیدرپدید

کیمیاگرچون خدا باشد، برآن یکتا، سلام

اُسوَه ی هر مادر و الگوی هر بانو توئی

بر تمامِ بانوانِ خوب و با تقوا سلام

کاش می شد تا بیاید مهدی صاحب زمان

هم ز یحیی و زعیسی وهم از موسی سلام


نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 3:22 توسط مهدوی |


فرشته ها تو آسمون

پر میکشن هزارتاشون

صفا و مروه ای دارَن

وفا و وعده ای دارَن

سلام علیکم می کُنن

بما صَبَرتُم می کُنن

فَنِعمَ عُقبیً وَلِدار

به هرکه گشته بی قرار

# # #

یه شب که من تنها بودم

جا مونده از اونها بودم 

رو بالشون تابم دادند

از کوثری - آبم دادند

وقتی که ازخواب پریدم

دیگه اونا رو ندیدم.

#

از اون شبِ تنهائی ام

کوثر شده لا لائی ام 

سوره ی کوثرمی خونم

دعا رو از بر می خونم

که کوثر و آب ببینم

مادرم و خواب ببینم 

خدا، حسین دلواپسه

کی داد زینب برسه

داداش حسن که ساکته

بُهتش فقط دو ساعته 

لالائیهای فاطمه

مونده براش یه عالمه

آقام علی روضه خونه

تو تنهائیش نوحه خونه

شبها توی نخلستونه

تابستون و زمستونه

چاه شده مونس او

پیامبر و یونس او

بلال کجاست اذان بگه

فاطمه باباجان بگه

وای به حال مسلمین

علی شده خونه نشین

مردم چرا لال شدین!

غصبِ خلافَت ندیدین؟

مرد خدا در ربذه

تبعیدِ آلِ هُمَزه

بالا منبرِ پیمبر

افعیه نموده چنبر

فرشته ها فرشته ها 

خدا خدا خدا خدا

...  ...  ...

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:23 توسط مهدوی |




قدرِ مادر به جهان آن که ندارد داند

به فدایت سروجانم به تو ایمان دارم


گرزیارت نکنم روی تورا می میرم،

هردَم وساعت وآنم به تو ایمان دارم

معدِنِ گوهرِما باز دُرافشانی کن،

بعدِ بابای خزانم ؛ به تو ایمان دارم

هرغزل، مثنوی ونثرو رُباعی هرجا

شرح هرقصّه که خوانم به تو ایمان دارم

ابجد وهوّزاگریادگرفتم روزی

تونهادی به زبانم به تو ایمان دارم

گرشدم پیر ولی عشق تودلشادم کرد

ها غلامم ، قدکمانم به تو ایمان دارم

قدرِ مادر به جهان آن که ندارد داند

به فدایت سروجانم به تو ایمان دارم

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 18:59 توسط مهدوی |






عيد نوروز در شعر امام خمينى(ره)

جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفى و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غنى و درويش
يار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پير خرابات دهى
به سروجان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا 
---------------------------------------------
بهار شد در ميخانه باز بايد كرد
به سوى قبله عاشق نماز بايد كرد
نسيم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نياز بايد كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز بايد كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 6:22 توسط مهدوی |


 

خالق ما که حکیم است چرا ناشکری؟!

صاحبِ خانِ نعیم است چرا ناشکری؟!

صانع عالَم وآدم کَرَمَش بی حدّ است ،

رازِقِ رِزقِ عظیم است چرا ناشکری؟!

قطره هستی اگراندردلِ دریا پنهان ،

واسِعَش بحرِ کریم است چرا ناشکری؟!

رازِ پنهانِ دلِ خویش کجا خواهی بُرد ،

ساتِرِعیبِ ندیم است چرا ناشکری؟!

درگهِ خالق ما درگهِ نومیدی نیست ،

او که غفّارو حلیم است چرا ناشکری؟!

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 6:45 توسط مهدوی |



به راستی ما کیستیم؟ اهل دنیای مدرنیم و یا درد سنت و غصه تخریب چند کاروانسرا و مسجد قدیمی را داریم؟ هویت ما در شکاف سنت و مدرنیته به تجربه دیگری رسیده است که نه سنت است و نه مدرنیته. این هویت است که تازه متولد شده و هرروز رشد می کند، هر چند در راه گاهی زمین بخورد و یا خراشی بر چهره اش بنشیند.(امام خميني)

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 7:29 توسط مهدوی |


نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 6:18 توسط مهدوی |



22بهمن 57

 

باد موافق به زمستان وزید

روح خدا از دم عیسی دمید

بحر خروشان دمی آرام شد

نوحِ سکاندار ، دل آرام شد

پیرخمین آمد ومی درصبو

رفت برون از عدد ما عدو

بیست ودوِ بهمن پنجاه وهفت

نور خدا آمد و ظلمت برفت

بارش رحمت همه جا را گرفت

باور و همّت سروسودا گرفت

فجربرآمد همه جا نور شد

خاک به فرق شب دیجور شد

باد صبا عطر شهیدان دمید

روح خدا، روضه رضوان، رسید

دیــو پلیــد آن طــرفِ آبــها

گِل به دهن غرقه ي سیلابها

مام وطن عزّت خود باز یافت

گلشن دین سرو سر افراز یافت

شور و نوا در سر هر مرد و زن

لاله شد از خون شهیدِ وطن

رهبرمان فاضل ودلدار بود

وحدتِ مردم سبب کار بود


نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 8:57 توسط مهدوی |


 

یا محمد معنی قرآن توئی

نورایمان،جان هرجانان توئی

نام تو نورِاُمیدِ سینه هاست

عشق پاکت در دل آئینه هاست

خُلقِ تو خُلقِ عظیمِ عالم است

برتر از نوحِ نبیّ و آدم است

ای تو کِلکِ آفرینش را هنر

شد هنراز نقش تو والاگُهر

ماهِ میلادت مَهِ عرفان بود

جرعه ای از کوثر قرآن بود

ای تو شمع محفل ما،عشقِ ما

روشنی بخشِ صفا وصدق ما

شبنم هرتار گیسویت گلاب

عطرمژگانت به از هرعطر ناب

ای بهشتِ جاودانِ الماسِ تو

نشئه ی رَوح وروان میراث تو

اِبنِ عمِّ تو علیِّ مُرتضاست

«او پس ازسوءُ القضا، حُسنُ القَضاست»

زینتِ دوشِ تو اَقدامِ حسین

شهدِ لبهای تو درکامِ حسین

خُلقِ شیرینت به از هرانگبین

نامِ زیبایت بود نقشِِ نگین

شدشبِ یلدای ما روزسرور

صبح نوروظهر نور وشامِ نور

عاشقِ دیدارِ تو در جنّت است

برسرما نعمت تو منّت است

باعث خَلقِ زمین وآسمان

وارثِ زیبائی هردوجهان

آدمیَّت را کمال وبرتری

ازهمه زیبائیِ عالَم سری

رایتِ قرآن نورانی توئی

آیتِ والای ربّانی توئی

می دمد هردم زنامت الحیات

برتوو برآلِ پاکت صلوات

نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 6:15 توسط مهدوی |


ربیع مبارک، بهمن فرخنده

چه درشادی، چه غم با اهل بیتیم

چه دربیش وچه کم با اهل بیتیم

تَوَسُّل جُستنِ ما بی ریااست

کَما کانَ الکـَرَم با اهل بیتیم

به یُمنِ نامشان عالم بنا شد

به خشکیّ و به یم با اهل بیتیم

ولایت برهمه آفاق دارند

سروپاو قدم با اهل بیتیم


لوای عاشقی بردوش دارند


که زیرآن علم با اهل بیتیم



نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 8:4 توسط مهدوی |